تبليغاتX
پيرسوك

پيرسوك

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی ( حضرت سعدی )

.............................................................................. 

وقتی مردم مهم نیست , کجا مرا به خاک می سپاری

فقط 

خاطره ام را در ذهن خلوتی رها کن

هر جا  که باشم

برایت خواهم سوخت ...

این وصیتی از سر آسودگی نیست

تنهائیه ناگزیریست  که فردا به استقبالمان خواهد آمد...

..............................................................................

دیگر فرصتی برای نوشتن نیست


 دست کاغذ ها را می گیرم و به دیدنت می آیم 

 دلتنگیت در هیچ کتابی نمیگنجد .


..............................................................................

+نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1390ساعت1:1 قبل از ظهرتوسط ابراهیم قائدی | |

 

 ebi

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی گدای گدای و بخت با تو نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود .......(نمی دونم از کیه)

خدایا شکرت.... هزار بار شکرت ... این هفته خبری به من رسید که منو منفجر کرد از خوشحالی.... خبر

اینجاست ....آره طرح من به عنوان یک اختراع جدید در جشنواره برنده شد ... و اسم من کنار نامهای بزرگی قرار گرفت که برای این خاک افتخار آفریدن .... بهترین لحظه و زیباترین لحظه هم وقتی بود که تلوزیون با من مصاحبه کرد ... اخبار علمی فرهنگی هنری شبکه ۴ مصاحبه رو پخش کرد ... مادرم پای تلوزیون از خوشحالی در پوست خودش نمی گنجید ...با غرورو افتخار به خودم می بالم که فرزند خوبی بودم براش ...

من این افتخار رو با تمام وجود تقدیم میکنم به مادرم که هیچ وقت از من نا امید نشد حتا وقتی که زیر شدید ترین تهمت ها بودم... این افنخار رو تقدیم می کنم به مردم شهرستان دور افتادم قیر و کارزین تا بتونم دینم رو به اونا جبران کنم .... خوشحالم اینروزا حالا عضو کوچکی از بنیاد ملی نخبگان ایرانم و همین افتخار برای من کافیه ...سعی می کنم عکسها و فیلم مصاحبه رو بزارم شما هم ببینین دوستان ... این دفعه شعر نداشتم اختراع داشتم ......به امید سربلندی ایران عزیز.

+نوشته شده در پنجشنبه 19 اسفند1389ساعت3:42 بعد از ظهرتوسط ابراهیم قائدی | |